صعود به قله سه شاخ بزرگ جوپار

1

«جوپار جشن جاویدان»

سفر به کوهستان جوپار یادآور خاطرات خوب است.پس از فرستادن فراخوان اجرای برنامه “جان پناه جوپار”،اعلام آمادگی هیچ یک از دوستان دریافت نشد. با توجه به گرفتاری کاری محمد دارابی نژاد،همراه و همنورد همیشگی برنامه های گروه،اجرای برنامه را تقریباً منتفی می دانستم. تماس چهارشنبه شب فرهاد و اعلام آمادگی وی اشتیاق اجرا را دوچندان نمود.با توان پیمایش وی در مسیرهای کوهستانی به خوبی آشنا بودم.زیرا با جوپار آغاز نموده بود و نخستین چهار هزاری های خود را با صعود یک روزه کیل جلال(غرب کوهستان جوپار) و در برنامه ای دیگر،صعود به قله تلخونی2(میانه و شرق این کوهستان) در بهار سال جاری رقم زده بود.قرار را بر گلگشت کوش(کاسه) کوهستان جوپار(جان پناه و اطراف آن) و حرکت را 10:30 پنج شنبه نهم مهر(صبح فردا) هماهنگ نمودیم.تغییر احتمالی در اجرای این برنامه و صعود احتمالی به قلل دیگر کوهستان نیز یادآوری شد.

11:30 راننده صبور برنامه های این ماهها و روزهای جوپار،ما را به دهانه قناتغستان رسانده،برای بازگشت احتمالی با وی هماهنگ نموده و بی درنگ مسیر بازگشت را پی گرفتند.ما بودیم و خلوت و دروازه شمالی این کوهستان زیبا.بارش باران دو روز پیش،هوا را صاف،اندکی خنک،مرطوب و در اصطلاح مردم کرمان، «مَلَس» نموده بود. کوله ها را بر دوش انداخته و راه را پی گرفتیم.پس از حدود 90 دقیقه به راهرو رجب رها از پله های فلزی رسیده و ناهار را در سایه سار دیواره پایین دست میل نمودیم.

13

در ادامه،مسیر دست به سنگ آن را سنجیده پی گرفته و صعود نمودیم.با ادامه راه،رخ شمالی کوهستان از فراز تپه مشرف بر راهرو رجب نمایان شد.شکوه و شادمانی این دیدار برای هر کوهنورد،تجربه ای به یاد ماندنی است.

1

2

34

کمی استراحت و عکاسی از رخ دیواره های شمالی سرگرمی این دقایق بود و مدتی بعد راه را پی گرفتیم. در ادامه به دره موسوم به”خرپران” رسیده و با عبور از آن در ساعت 15:20 به جان پناه جوپار رسیدیم.نخستین دیدار فرهاد با کوش کوهستان و جان پناه،آن هم در جذبه هوای دلپذیر عصرگاهان پاییز،تجربه ای فوق العاده بود.

6

وارد شدن به جان پناه صحنه ناخوشایندی پیش رویمان نهاد.افرادی بی انصاف و نا آگاه،در اتاقک فرغونی فرسوده،اقدام به برافروختن آتش در داخل جان پناه نموده بودند.بوی آتش درون جان پناه پیچیده بود و اندک گرمایی از خاکستر آن حس می شد.از همه بدتر،برگ های درختان ارزشمند “ارچن”(ارژن) نیز در کناره اتاقک یاد شده به چشم می خورد.چند سال پیش جان پناه جوپار در پی چنین رفتارهای ناهنجار،دچار آتش سوزی شده بود و این کار عنوانی جز”ناسپاسی” و “خیانت در امانت” را به ذهن متبادر نمی نماید. با کمک فرهاد اتاقک را بیرون برده و جان پناه را با جارویی که در آن موجود بود،تمیز نمودیم.سر جمع 5 دقیقه نشد!

5 5-2 5-3

14

مسیر بیدستان را برای پر نمودن بطری های آب و تدارک آب فردا در پیش گرفته و پس از تهیه آب مصرفی،راه بازگشت را پی گرفتیم.مقداری بوته خشکیده و تنه نیم سوز درختی ارچن بیرون از جان پناه قرار داشت که مشخص بود ماه های پیش درخت سبز را با اره بریده اند! کمی بوته خشک جمع نموده و آتشی کوچک آماده نمودیم.رخ در رخ تیغه های شمالی و گفتگو درباره کوه و کوهستان.

حدود ساعت 19 افشین و میلاد،همنوردان گذشته به جان پناه رسیده و پس از حال و احوالی گرم،به جمع دونفره ما پیوستند.حدود 20:30 دوستانی دیگر نیز رسیدند و مهدی جاویدان،کوهنورد توانمند و جوان سیرجانی نیز یکی از آنها بود.خوش و بش با مهدی و این دوستان و  در ادامه دورهم نشینی آتش و شب کوهستان آغاز گردید… . شب خوبی شد!

افشین ، میلاد و گروه سیرجان برنامه صعود به سه شاخ بزرگ را در پیش داشتند.برنامه ما هم پیش از حضور دوستان، با صعود به سه شاخ کوچک قطعی شده بود.با توجه به شرایط پیش آمده و همچنین شناخت و اطمینان نسبتاً خوبی که از مهدی سراغ داشتم، پیشنهاد همراهی و صعود به سه شاخ بزرگ فرهاد با گروه سیرجان را با وی در میان گذاشتم.او(فرهاد) هم گفت که به این مورد فکر می کند و نتیجه را اعلام می کند.

با هماهنگی بیدار باش 4 صبح در ساعت 22:30 در کیسه خواب ها آرام گرفتیم.ساعت یاد شده به همراه دوستان سیرجانی بیدار شده و فرهاد هم صعود به سه شاخ بزرگ را پذیرفت و ضمن مطرح نمودن موضوع با مهدی و پذیرش وی،خیالم از بابت برنامه پیش روی راحت شد.سپاس از هر دوی این عزیزان.فرهاد را در جریان برنامه اجرایی خود قرار داده و هماهنگ نمودیم که اگر بین ساعات16 تا 17،به هر دلیل ممکن خبری از من نشد،جای نگرانی است و ماجرا را پیگیر باشد.

فرهاد و دوستان سیرجان،حدود 4:40 برنامه صعود به قله سه شاخ بزرگ را آغاز نمودند.در ساعت 11:15 بر فراز قله قرار گرفته و عکسی از فراز کیش از آنها به یادگار ثبت نمودم. پس از صعود قله و خروج از قیف، فرهاد با کسب اجازه از سرپرست برنامه(مهدی) کمی شتاب نموده و در ساعت 16:40 به جان پناه رسید.خوش و بشی گرم و دقایقی بعد با تشکر از دوستان،راه بازگشت را دونفره پی گرفتیم.ساعت 18:45 دره خرپران را پشت سر نهاده و در شبی تاریک ماه به راهرو رجب رسیدیم.فرود را سنجیده پی گرفته و سر انجام در ساعت 21:35 به دهانه قناتغستان رسیدیم.راننده هم از ساعتی پیش منتظر ما بود.با سوار شدن بر خودرو ایشان،راه بازگشت را در پیش گرفته و با رسیدن به شهر کرمان پایان برنامه رقم خورد.

7 8 9 10 11 12

گزارش برنامه صعود به سه شاخ کوچک نیز به زودی تقدیم می گردد. 

سرپرست برنامه صعود به قله سه شاخ بزرگ: مهدی جاویدان

گزارش : کامران حسین خانی

عکس ها: فرهاد فهرجی و کامران حسین خانی

5 نظر

  1. تبریک و سپاس ویژه تقدیم فرهاد عزیز
    بسیار خوشحالم که سومین چهار هزاری خود را باز هم در جوپار رقم زدید.خاطره این سفر در یادمان جاودانه خواهد ماند.شادی هایت روزافزون،تندرست و مانا باشید همنورد عزیز و ارزشمند

  2. درود بر کامران عزیز
    درود بر همت و غیرتت
    کوهستان درس های بزرگی به انسان میده: صبر، استقامت، وفاداری به پاکی کوهستان، … و متانت و خاکی بودن
    درود بر کامران که خیلی خوب زبان کوهستان رو درک کرده
    همیشه در اوج باشی

    • كامران حسين خاني

      درود افشین جان
      ممنون از لطف و محبتت…امیدوارم حداقل یک مورد از این موارد را در خود داشته باشم..با آرزوی بهترین ها برای شما
      تندرست و شاد باشید

  3. درود بر همتتان رفقای نازنین، شاد و پیروز باشید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Scroll To Top