گزارش برنامه صعود به قله هُماگ هرمزگان بهمن 1393

8

گزارش برنامه صعود به قله هُماگ (تَشگِر)  (HOMAG/TASHGER )

بهمن ماه1393

این برنامه به پیشنهاد همنورد خوبمان آقای موسی نژاد،در تقویم برنامه های زمستانی گروه بهمن قرار گرفت و از ایشان بابت این پیشنهاد و در اختیار قرار دادن خودرو شخصی خود و راهنمایی در منطقه اجرای صعود سپاسگزاریم.

با هماهنگی انجام شده،چهار نفر از همنوردان گروه بهمن در ساعت 6 صبح روز چهارشنبه22 بهمن 1393 با یک دستگاه خودرو سواری پژو ،برنامه صعود به قله هماگ واقع در منطقه “سیاهو” استان هرمزگان را آغاز نمودیم.مناطق بافت،ارزوییه،حاجی آباد و سیاهو،مسیر انتخابی ما برای رسیدن به نقطه هدف بود.

ساعت 10 در سایه سار درختان گرمسیری منطقه ارزوییه و در کناره جوی روان آب،توقف نموده و صبحانه را میل نمودیم.حدود 11 راهی شده و در ساعت 13:30 به دو راهی سیاهو، واقع در جاده اصلی سیرجان بندرعباس رسیدیم.وارد جاده فرعی منتهی به سیاهو شده و ساعت 14 با توقفی کوتاه و  خریدی مختصر،راه را به مقصد دوراهی “سیخوران” و وارد شدن به جاده آن ادامه دادیم.در امتداد راه آسفالته سیخوران،روستای هماگ پایین و پس از آن،هماگ بالا قرار دارد.راه آسفالته تا هماگ پایین ادامه داشت و از این نقطه به بعد، مسیر خاکی و نسبتاً ناهموار به طول 12 کیلومتر، با صرف زمان یک ساعت در پیش است.

با عبور از هماگ بالا،در ساعت 15:30 به روستای”توتنگ”( TOOTANG)رسیدیم ؛نقطه هدف برای آغاز صعود به قله هماگ. این روستا آخرین نقطه مسکونی دامنه جنوبی کوهستان “فارغان” و ” هماگ” بوده و وجه تسمیه آن نیز به واسطه قرار گیری در دهانه دو دره از این کوهستان است.درب مسجد روستا توقف نموده و با راهنمایی آقای موسی نژاد که از تجربه دو نوبت سفر به این منطقه برخوردار بود،در پی خادم مسجد روستا و کلید درب حسینیه روستا، جهت اقامت راحت تر شبانه هستیم.کلید را تحویل گرفته و مستقر شدیم.خوراک ناهار را آماده نموده و پس از ناهار در ساعت 17 گشت و گذار در روستا و دریافت اطلاعات بیشتر و آشنایی با برخی اهالی را به انجام رساندیم.سر (رآس) قله از روستا و در منتها الیه میانه زاویه دره غربی”دره کلات”(KALAAT) با اندکی برف بر رخ خود پیداست. نام دیگر قله اصلی را “تشگر”(TASHGER) می گفتند و دلیل آن را نیز ندانسته و صرفا اشاره داشتند که از قدیم چنین بوده.یکی از مردان جوان روستا کروکی کلی مسیر صعود را برای ما تشریح نمود. در روشنایی باقیمانده، دهانه دره شمالی”دره چَلی”(CHALI) روستا را که مسیر صعود فردا نبود،بازدید نمودیم که از آبی گوارا در جوی سیمانی و هدایت شده برخوردار بود.در معابر روستا نیز تابلوهای مناسب و برخوردار از نامهای بومی و صندوق های فلزی مشبک و مناسب قرار گیری زباله نصب اشاره به دهیاری فعال روستا داشت.با تاریکی هوا به محل استقرار برگشته و مقدمات شام را آماده ساخته و پس از صرف شام،گپ و گفت دوستانه،آماده نمودن کوله های صعود – با در نظر گرفتن 3 لیتر آب همراه هر نفر- و در ادامه تمرین برخی گره های ضروری کوهنوردی را به انجام رسانده و با هماهنگی بیدارباش 4 صبح فردا، در ساعت 22 خواب نسبتاً راحت شبانه را آغاز نمودیم.

ساعت 4 صبح روز بعد بیدار شده و پس از صرف خوراکی مختصر و نوشیدنی قهوه،در ساعت 5 حرکت را به سوی دره غربی روستا(دره کلات) که یکی از قله های جانبی هماگ با اندکی برف بر رخ آن، مشخص بود آغاز نمودیم.پس از 30 دقیقه پیمایش،وارد پوشش گیاهی بوته های گیاهی با نام محلی”گِمور”(GEMOR)شده و در ادامه درختان بادام کوهی نیز بدان اضافه شده و کیکم و بنه نیز کمی بعد ظاهر شدند.پس از یک و نیم ساعت به طور کامل در دره قرار گرفتیم و از پاکوب های حیوانی جانب شمالی دره، راه را ادامه دادیم.از ارتفاع 2000 متر به بالا،درختان اورس(AVORS) نیز پدیدار گشتند.تراکم درختان بیشتر شده و به گونه ای بود که گاهی اوقات،حرکت را مختل می نمود.با پیمایش شیب رو به بالای دره جنگلی، در ساعت 10 بر فراز تپه مشرف به دره بودیم و 10:20 در سایه مناسب یکی از درختان اورس صبحانه را میل نمودیم.

10:40مسیر شیب دار را با اندکی جهت گیری رو به شمال و در پاکوبی منتهی به دره بعد پی گرفتیم.دره ای که قله جانبی یاد شده در سوی غربی-جنوبی آن است.مسیر را از انتهای دره به سوی غرب و در کناره دیواره های شمالی سوی راست خود پی گرفتیم و در ساعت 11:15 با رسیدن به برف چال های دامنه قله فرعی دیدرس،دو مسیر از قابلیت پیمایش مناسب برخوردار بودند.تبادل نظر انجام پذیرفت و از آنجا که بخش قابل توجهی از دو مسیر در دیدرس یکدیگر قرار داشتند،دو گروه شدیم.گروه نخست(3نفره)با سرقدمی آقای سیف الدینی و همراهی آقایان حسن زاده و موسی نژاد،مسیر یال شرقی – غربی(مسیر یال)منتهی به قله فرعی و اینجانب مسیر شیب منتهی به خط الرآس شمالی-جنوبی منتهی به قله(مسیر خط الرآس) را در پیش گرفتیم.

مسیر یال: پس از 2 فراز و نشیب بر یال شرقی غربی سوار شده و با شیبی 30-40 درجه و طول تقریبی 3 کیلومتر به پای قله فرعی می رسید.

مسیر خط الرآس: با طی شیبی 40-50 درجه با طول حدود 700 متر به صخره های خط الرآس رسیده و ادامه مسیر با میانگین شیب حدود 10 درجه و طول یک و نیم کیلومتر به سوی قله فرعی، به انجام می رسید.

ساعت 13 به قله فرعی رسیده و منتظر دیگر دوستان شدم.قله اصلی در فاصله نیم ساعتی بود.یافتن دیگر دوستان را بر صعود قله اصلی ترجیح داده و پس از مدتی،فرود از مسیر یال شرقی غربی را در پیش گرفته تا به آنها برسم.کمی پایین تر آنها را یافته(ساعت 13:20) و شادمان از دیدار آنها(2 نفر) راه قله اصلی را در پیش گرفتیم.یکی از همنوردان در آغاز یال توقف نموده بود.

ساعت 13:46 دست در دست نهاده و شادمان از صعودی دیگر،پای بر قله نهادیم.دستگاه، ارتفاع را 3261 متر نشان می داد. با توجه به وزش باد نسبتاً شدید،عکس های یادگاری را در کنار سنگ چین قله برداشته و راه بازگشت را سریعاً در پیش گرفتیم.

در نزدیکی قله اصلی و در دیدرس مردم روستای توتنگ، تعداد نسبتاً زیادی از درختان اورس،در اثر برخورد با آذرخش سوخته بودند و با توجه به حجم و تعداد آنها، تا حدودی،وجه نامگذاری “TASHGER” برای ما روشن شد.بدین صورت که بومی ها، آتش اورس های افروخته بر قله را از دور دیده و به مرور زمان،این نام را که کوتاه شده “آتش گیر” است،بر آن نهاده اند.

“تش”(آتش)+”گر”(گیر) = تَشگِر(آتش گیر)

نام دیگر که “هُماگ” است شاید مرتبط با “هوم”(هوما)،گیاه مقدس ایرانیان باستان باشد.چرا که در باور ایرانیان باستان پیرو آیین زرتشت، افشردن ریشه این گیاه و گرفتن شیره سُکر آور آن، کاری مقدس و آیینی بوده است.این فرض را بر این اساس بیان نمودم که در مسیر صعود ، بوته های گیاه هوم به تعداد قابل توجهی وجود داشت و حتی بر قله جانبی نیز بوته ای نسبتا بزرگ روییده بود.پسوند یکی از فامیل های غالب مردم این منطقه نیز “هُمایی” بود و نه “هُماگی”.دور افتاده بودن این منطقه نیز خود نگهبان نام گذاری ها از دستخوش تغییر فرهنگی و آیینی بوده است.این دو مورد برداشت شخصی بوده و اصراری بر قطعیت آن ندارم.

راه بازگشت از قله اصلی را با هدف پیوستن به همنورد متوقف،از مسیر یال شرقی-غربی در پیش گرفته و با رسیدن به نقطه توقف،او را نیافته و نگران شدیم.او را بلند صدا زده و پاسخی نیافتیم.راه بازگشت را ادامه داده و در نقطه مناسب آنتن دهی،با دریافت تماس تلفنی از سوی وی، اشاره داشتند که در نزدیکی محل صبحانه هستند.تآکید جدی بر توقف وی نموده و راه را ادامه دادیم.برای سرعت بخشی بر بازگشت، راه عبور عرضی از دره پیش رو را در پیش گرفته و در نقطه ای از فرود دیواره دره،مسیری 5-6 متری را با استفاده از طناب انفرادی و کارگاهی طبیعی،فرود با حمایت را به انجام رسانده و در نقطه مقابل دره،مسیری دست به سنگ با شیب 70-80 را پشت سرگذاشتیم.تجربه ای بسیار سودمند از برآورد قرارگیری در چنین شرایطی و توان سنجی و اطمینان هرچه بیشتر به یکدیگر در صعودهای نسبتاً دشوار بعدی بود.ساعت 17:30 به همنورد متوقف در محل صبحانه رسیده و  راه را پی گرفتیم.

نیمه دوم ماه و شبی کاملا تاریک و مسیر بازگشت در میانه دره جنگلی بود؛ مسیر بازگشت به طور سنجیده همچنان ادامه داشت.با تراکم بیشتر درختان و تاریکی مطلق،دستگاه GPS  یار خوبی در مسیر بازگشت بود.پس از 4 ساعت پیمایش در شرایط موجود،در ساعت22 به روستای توتنگ رسیده و با شادباش به یکدیگر پایان پیمایش 17 ساعته رقم خورد.تاکنون بیشترین زمان پیمایش را در صعود قله بلوچی-تیرماه 92_ داشتیم و این صعود(قله هماگ)، یک ساعت بیش از آن شد!

اندکی استراحت،دوش آب گرم و تدارک خوراک سوپ و تآمین املاح از دست رفته و در ادامه، صرف شام و گپ و گفت دوستانه و مرور خاطرات مرتبط با برنامه امروز، لحظات را شیرین تر از آنچه می پنداشتیم رقم زد. قرار حرکت به سوی کرمان را 8 صبح فردا گذاشتیم و خوابی راحت را تجربه نمودیم.صبح روز بعد، پس از صرف صبحانه مفصل و نوشیدن چای و قهوه،بارها را بسته و با تشکر از خادم مسجد و تقدیم مبلغی به وی جهت امور حسینیه،راه بازگشت را پی گرفتیم.

دهیار جوان روستا(آقای احمد باقر زاده) نیز که خود راهنمای برخی گروه های کوهنوردی در صعود این قله بوده،با خوی مهربان ویژه مردم جنوب، در لحظات پایانی حضور در روستا ما را بدرقه نمود و مسیر دیگری از صعود را تشریح نمود که شاید در آینده بهانه ای برای حضور دوباره ما در این منطقه باشد!

ضمن اینکه اشاره داشت،دشوارترین مسیر را از نظر حجم پیمایش و شیب های پیش رو پیموده ایم و خود در صعودهای متعدد، تنها یک بار از این مسیر صعود داشته است.

در ساعت 15:30 به شهر بافت رسیدیم و ناهار را در رستورانی مورد اطمینان(رستوران کاوه متعلق به یکی از کوهنوردان شهر بافت)صرف نمودیم و در ساعت 17:30 در شهر کرمان و نقطه آغاز برنامه، بدرودی گفتیم تا درودی دیگر.با سپاس از همه همنوردان.

نکته مورد توجه در اجرای این برنامه: این مسیر با وجود اشاره یکی از اهالی روستا و نشانی وی از وجود چشمه ای در دره جنگلی(دره کلات)،فاقد چشمه آب برای کوهنوردان است.شاید چشمه ای بوده و ما ندیدیم؛با آنکه محدوده پیدایش چشمه ها در طبیعت به طور معمول،از الگویی مشخص در عوارض طبیعت پیروی می کند،به نظر می رسید که چشمه ای در مسیر کوهپیمایی دره موسوم به “کلات” نباشد.هرکدام 3 لیتر آب همراه داشتیم و با این وجود،اگر برف ها ی نزدیک قله نبود،بی آبی سخت و آسیب رسانی تجربه می کردیم.ذوب کردن برف های پاکیزه و پودر ORS و اندکی نمک اضافه،در این برنامه بسیار به کار آمد.سپاس از همنورد خوبمان علی سیف الدینی که ORS  را به همراه داشت.

سرپرست برنامه و گزارش: کامران حسین خانی

عکس:علی سیف الدینی و کامران حسین خانی

همنوردان : اکبر حسن زاده،حمید موسی نژاد،علی سیف الدینی،کامران حسین خانی

تصاوير برنامه

4 نظر

  1. درود بر کامران عزیز و دیگر همنوردان، همواره پیروز و شاد باشید.

  2. درود همنورد گرامی…جاتون خالی بود و به یادت بودیم…با آرزوی بهترین ها

  3. اکبر حسن زاده

    درود برسرپرست برنامه که بامهارت کامل خصوصا درچهار ساعت پایانی توان بالای خود را درتعیین مسیردرمنطقه جنگلی توام باپرتگاه وتاریکی شب وحتی مدتی بدون جی پی اس به نمایش گذاشتند.سپاسگزار همنوردان خوب وصمیمی این برنامه زیبا هستم به امید تکرار برنامه. اکبرحسن زاده

  4. درود بر جناب حسن زاده گرامی…نظر لطف شماست.شبی به یاد ماندنی رقم خورد و همراهی همه دوستان در ایمنی مسیر بازگشت،تعیین کننده بود.من هم میگم به امید تکرار این برنامه!-البته از مسیری متفاوت و جدید با باتری یدک gps-تندرست و شاد باشید

Scroll To Top