صعود به قله سه شاخ کوچک جوپار

0

«جوپار جشن جاویدان»

صعود از گرده صخره ای و شمالی قله سه شاخ کوچک با ارتفاع 3996 متر،«فنی ترین» و «دشوارترین» برنامه رایج صعود به قله های این کوهستان است.کوتاه اینکه:«صعودش سخت و گیراست».البته در زمانی نسبتاً کوتاهتر نسبت به دیگر قله های این کوهستان بر چکاد قرار خواهید گرفت.صعود این قله از رخ جنوبی، در برنامه اجرایی گذشته این کوهستان(پیمایش خط الراس جوپار در تابستان سال جاری) بر ما سخت گرفت؛ اما سرانجام برخود پذیرفت و لذتی فراوان از آن تلاش و صعود نصیبمان نمود.نتیجه اینکه مِهر این قله از همان لحظه بر دل ما نشست و کار خود را کرد!چنانکه در زمان اجرای همان برنامه به همراه دوست و همنورد خوبم محمد دارابی نژاد،صعود از گرده صخره ای و شمالی این قله را در برنامه های پیش روی خود قرار داده و زمان اجرا،نیمه نخست مهرماه برآورد گردید.

در بازه زمانی سه ماه گذشته تا اجرای حاضر،عکس ها و گزارش های مربوط به صعود این قله را که در واقع دو گزارش بیشتر نیست،چندبار مطالعه و مرور نمودم.گزارش نخست تصویری است؛مربوط به وبلاگ «مسیر جادویی» مهدی سیدی که در سال 1388با همراهی محمد صادقی به انجام رسیده و گزارش دوم از تیم خانه کوهنوردان کرمان و دوست خوبم سجاد علی آبادی است که با همراهی میلاد افسری در سال1390 انجام یافته است.

آنچه از گزارش خوانی ها دستگیرم شد از این قرار بود:

1-    آغاز مسیر اصلی،پایان یخچال کیش در انتهای منطقه بیدستان است.

2-    مسیری نسبتاً سخت بوده و به طور میانگین از 3 ساعت پیمایش دست به سنگ تقریباً پیوسته برخوردار است.

3-    نشان هایی ویژه همچون «سنگ سماور»،«4 متر صعود عمودی و بحرانی»،«تراورس خطرناک» پیش رو هستند.

4-  نقطه ای از مسیر دارای میخ فلزی و کارابینی فرسوده است و همین مکان از گیره های بسیار کوچک طبیعی برای صعود برخوردار است.

5-  فرود(برگشت) از مسیر صعود(رفت) دشواری بسیار دارد و همچنین مسیر رایج فرود از قله اصلی، رو به شرق و نهایتاً فرود از دهلیز بلوچی و گردنه خاکستری است.نتیجه اینکه اگر در مسیر صعود اشتباهی رخ دهد:

الف. امکان فرود و جبران اشتباه،به احتمال بسیار،سخت تر از وضعیت قرار گیری در موقعیت اشتباه است.

ب. زمان قابل توجهی از دست خواهید داد و این موضوع بر فرود از عوارض پس از صعود قله اصلی(دهلیز بلوچی و مسیر ریزشی منتهی به گردنه بلوچی) تاثیر منفی خواهد گذاشت.

6- وجود همنوردی همیار و هم توان در اجرای این برنامه کارساز است.چنانکه تا کنون:

زنده یاد محمدرضا عسکری/بشیر شادروان

ایمان عاشری/ ؟

محمدحسن پورشیخعلی/ مصطفی پورشیخعلی

محمد سیدی/ محمد صادقی

سجاد علی آبادی/ میلاد افسری

محمدرضا حسینی/ محمد رضایی

همگی از کوهنوردان جوان کرمانی  و  وحید مهربانی/ ؟  از شهر اراک  به صورت دو به دو،در سال های متفاوت، اجرای موفقی در صعود به این قله رقم زده اند.

بخش نخست و مشترک گزارش صعود دو قله سه شاخ بزرگ و سه شاخ کوچک در گزارش پیشین بیان شد و فعلا نیازی به تکرار آن در این گزارش نیست.این گزارش از نقطه ای آغاز می شود که صعود سه شاخ کوچک برایم قطعی شد.

پس از صعود مسیر رجب و شیب تپه بالادست آن،رخ اصلی کوهستان نمایان شد.لحظه ای باشکوه و دیدنی.زمانی برای استراحت در نظر گرفته و مشغول عکاسی و تماشا شدیم.همزمان زاویه نگاه دوربین متوجه موقعیت هرم زیبای سه شاخ کوچک شد و از دامنه تا چکاد رخ شمالی آن را با نماهای باز و بسته ثبت نمودم.دهلیز ها،گرده های صخره ای،مسیرهای احتمالی و … .

1

2

فرهاد نیز متوجه تغییر احتمالی در اجرای برنامه شد و این بار با مشورت او، سه مسیر احتمالی در صعود به سه شاخ کوچک را از دوردست مرور نمودیم.هر جا که لازم بود،با زوم کردن بر عکس های گرفته شده جزییات را وارسی می نمودیم.مدتی بعد راه را پی گرفته و به دره موسوم به خرپران رسیدیم.زاویه دید از این نقطه به قله هدف،نسبت به نقطه پیشین(تپه بالادست رجب) کمی تغییر دارد و چند عکس دیگر از مسیرهای احتمالی ثبت نمودم.

34 5

عبور از دره و قرار گرفتن بر آخرین بخش از مسیر منتهی به جان پناه ادامه کار بود.دیدن یک روباه زیبا در حلقه پرواز نزدیک به زمین زاغ های جوپار،از جمله زیبایی های این مسیر بود.15:30 به جان پناه رسیدیم.وضعیت جان پناه در گزارش پیشین بیان شد.پس از پاکسازی، بر سکوی جنوبی جان پناه نشسته و لبریز از لذت تماشا شدیم.خلوت و خنکای عصرگاهان پاییز این کوهستان،خارج از بیان است و بایست،با تمام وجود در آن قرار گرفت و سرمستی آن را در جسم و جان ذخیره نمود.به شب کوهستان این برنامه نیز در گزارش قبل اشاره شد.خوابی کافی و راحت را تجربه نمودیم.

67

بامداد روز جمعه دهم مهرماه 1394 همزمان با راهی شدن فرهاد و گروه سیرجان به سوی سه شاخ بزرگ،لوازم کوله حمله آماده شده از شب پیش را برای اطمینان بیشتر، دوباره وارسی نمودم.یک میوه سیب،4تخم مرغ آب پز و تنقلات،دوربین عکاسی،2لیتر آب،بادگیر،طنابچه انفرادی،نوار بلوک،طنابچه پروسیک،کارابین،چاقو، هدلامپ + کیسه بیواک(روپوش کیسه خواب) تا در صورت رخدادی ناخواسته،امیدی برای بقا در شب و نجات احتمالی باشد. مقداری صبحانه  میل نموده و آب کافی نوشیدم. کوله را بر دوش انداخته،در ساعت 5:15 جان پناه را با هدف رسیدن به انتهای یخچال کیش و آغاز گرده صخره ای ترک نمودم.

89

در ساعت 6 پای گرده بودم و آخرین قطعه یخ و برف یخچال با قطره هایی فاصله دار و آرامشی زیبا،در حال ذوب شدن بود.کلیّت مسیر پیش رو را برآوردی اجمالی نموده،صعود دست به سنگ را سنجیده و آرام از سوی چپ دره آغاز نمودم.درست از کناره چپ شکاف که حکم پرتگاهی صخره ای را داشت،مسیر را پی گرفتم.با توجه به صعود انفرادی و وضعیت حاکم بر شرایط اجرای این گونه برنامه ها، در نظر داشتن جانب احتیاط بیش از رفتارهای معمول خود را مد نظر داشتم و شرط نموده بودم که اگر مسیری راه نداد و یا به سختی راه داد،پافشاری ننموده و با حوصله و دقت بیشتر،راهی دیگر بیابم.چنانکه در نقطه ای از مسیر،با صرف زمانی بیش از 20 دقیقه،صعود را از سه نقطه آزمودم که دو مورد نخست خطرساز بوده و مناسب وضعیت حاضر نبودند. جریان پیشین صعود به سه شاخ کوچک و شناخت جنس گیره های طبیعی این بخش از کوهستان در انتخاب نهایی و مسیر درست،تجربه خوبی به شمار می آمد.قله اصلی، پاره ای اوقات رخ می نمود و در ادامه با تغییر مسیر در پشت عوارض پیش رو، پنهان می شد؛زیبا و زیباتر!

10111213151617

در ساعت 8:30 تقریباً سختی مسیر تمام شد.خورشید کمی بالاتر آمده و گرمای تابش آن در نسیم صبحگاهان دلپذیر بود.تماس تلفنی وحید و خوش و بش با او که به همراه دیگر همنورد خوبمان فرهنگ یحیی زاده،در کوههای جنگل قائم مشغول کوهپیمایی بودند بر شادی این لحظات افزود.

18شرایط و عوارض هرم اصلی را به خوبی آموخته بودم. باز هم به صورت دست به سنگ،آخرین گام ها را برداشته و در ساعت9:15 پای بر چکاد قله نهادم.طنابچه ای پروسیک حلقه شده بر سنگ سر قله، نشان ویژه آن است.سرشار از انرژی و شادمان از این صعود،دیگر قله ها و محیط پیرامون را به تماشا پرداختم.چند عکس به یادگار گرفته و حال نوبت تماس با همنورد خوبم محمد بود! سلام، حال و احوال و اعلام موقعیت خود.گفتمش که در ادامه قصد صعود از دیواره کیش را دارم و پس از این اشاره،کمی نگرانی را در آهنگ کلامش حس نمودم.در ادامه،کمی گفتگو و خداحافظی نمودم.از این تماس و نگرانی پی آیند او کمی حالم گرفته شد.نگاهم را بر سه شاخ متمرکز نمودم تا اثری از دوستان بیابم که چیزی دستگیرم نشد.راه بازگشت و فرود را پی گرفتم.در پای قله و در سوی جنوب،مسیر صعود به یادماندنی خود و محمد را با نگاهی دقیق مرور نموده و دقایقی خاطره انگیز را سپری نمودم.جای خالی او(محمد) در این برنامه به وضوح حس می شد. صعود از دیواره کیش هدف بعدی بود.

1920

مسیر بین سه شاخ کوچک و قله کیش را پی گرفته و در ساعت 10:30 درست زیر دیواره بودم.کوله را از خود جدا نموده،باتوم ها را جمع و در سایه سار شکافی رو به دشت های پهنه جنوبی نشستم تا نفسی تازه کنم.این فضا، مکان و تنهایی،لحظاتی فوق العاده زیبا بود که روح و روان را به خوبی پرداخت می نمود. مقداری مویز خورده و روی آن چند جرعه آب چشمه بیدستان که هنوز خنکای صبح را با خود داشتند نوشیدم.چند عکس هم از رخ جنوبی و مسیر های احتمالی در صعود به برخی قله ها را با هدف مطالعه و شناسایی برنامه های اجرایی آینده گروه،ثبت نمودم.دقایقی بعد کوله را بر دوش انداخته و باتوم ها را در پشت کوله جای داده و صعود دست به سنگ پیوسته آغاز شد.25 دقیقه مسیر نسبتاً سخت و حال در ساعت 11:15بر فراز دیواره بودم و در کنار دو سنگ چین کنار هم که نشان بالادست آن است.بی درنگ با محمد تماس گرفته و پاسخ داد که«کیش رو صعود کردی؟!» گفتم بله و ماجرای فهمیدن نگرانی او  و همچنین، تماس خود را برایش توضیح دادم.حالم خوب خوب شد!

2122

نگاهی بر سه شاخ بزرگ انداختم و در دوردست،سیاهی افراد را بر آن تشخیص دادم.دوربین را بر این قله زوم نموده و بله،خودشان بودند! چند عکس به یادگار ثبت شد. عکسی بر فراز کیش گرفته و مسیر اصطلاحاً «پشت ماهی» فرود از سوی غرب آن را با هدف رسیدن به قیف پی گرفتم.هدف رسیدن به دیگر دوستان بود تا علاوه بر رفع نگرانی ها،دیداری تازه نموده و ادامه مسیر را با لذت همراهی آنها پی گیرم.

232425

نزدیکی مسیر رایج منتهی به قیف،مسیری فرعی توجه ام را به خود جلب نمود و جنس عوارض آن احتمال میان بر به قیف را نزدیک می نمود.وقت کافی دراختیار داشتم و فرصت برای آزمون و خطا بود.آن را انتخاب نموده و خوشبختانه جواب داد.حدود 200 متر پایین تر از فراز قیف وارد شدم.صدایی به گوش نمی رسید و با توجه به جریان وزش نسبی باد،توقف و انتظار به صلاح نبود.قیف را فرود آمده و در ساعت 14 از آن خارج شده و رو به جان پناه مسیر را پی گرفتم.

26

14:40 به جان پناه رسیدم. افشین و میلاد هم قله سه شاخ بزرگ را صعود نموده،نیم ساعتی بود که رسیده و مشغول استراحت و صرف ناهار بودند.دو کوهنورد هم از شهر مشهد در جان پناه بودند(آقایان حسین تهرانی و مهدی سیفی) که برنامه صعود به سه شاخ بزرگ را داشتند.سلام و خوش و بش و تبریک صعود قله ها به یکدیگر و در ادامه، آبی به سر و صورت زده و مشغول ناهار و تجدید قوا شدم.فرهاد هم با خروج از قیف و کسب اجازه از سرپرست برنامه صعود سه شاخ بزرگ(مهدی)،با خروج از قیف بر شتاب خود افزوده، از گروه جدا شده و در ساعت 16:35 به جان پناه رسید.درود و تبریک به یکدیگر و با رسیدن دوستان سیرجان و از مهدی بابت همراهی و سرپرستی صعود فرهاد سپاسگزاری نموده و با خداحافظی از آنها در ساعت 17:15 دو نفره راه بازگشت را پی گرفتیم.در ساعت 21:35 با خروج از دهانه قناتغستان،سوار بر خودرو منتظر شده و راه شهر کرمان را در پیش گرفتیم.22:15 با رسیدن به کرمان، پایان برنامه رقم خورد و بدرودی گفتیم تا درودی دیگر.

گزارش و عکس: کامران حسین خانی

4 نظر

  1. درود بر رفیق عزیز کاری که انجام دادید منحصر به فرد است که هر کسی توانایی انجام آنرا آنهم به صورت انفرادی ندارد. با تمام وجود بابت داشتن همنوردی چون شما ( نه فقط از بعد فنی ) به خود میبالم. دلت شاد و پیروز باشی.

    • كامران حسين خاني

      درود بر محمد عزیز
      ممنون از مهر شما رفیق نازنین….امیدوارم در فرصت مناسب،به همراه همدیگر و دیگر دوستان بهمنی،صعودی دیگر در این کوهستان و بر این قله رقم زنیم و خاطره شادی های این کوهستان را فزونی بخشیم…دوستی و همنوردی با شما مایه سرافرازی است..شادی هایت روزافزون…تندرست و مانا باشی

  2. درود بر مرد بزرگ کوهستان آقا کامران عزیز

    کارتون بسیار عالی بود

    ماشاالله

    • كامران حسين خاني

      درود عباس آقا
      ممنون از نظر لطف و محبت شما…کودکی بیش نیستم!
      با آرزوی بهترین ها برای شما دوست ارجمند….تندرست و مانا باشید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Scroll To Top